تفسیر قرانی و فلسفی میل کلی:
بعض از متاخرین این آیه قرآنی ( اولم یر الذین كفروا ان السموات و الارض كانتارتقا ففتقناهما ...) ( انبياء ،آيه 30 ) را که در آن رتق و فتق آمده همین انطباق و انفتاح دو عظیمه معدل و منطقه تفسیر کرده اند .
علامه حسن زاده در رساله میل کلی می فرماید(رساله میل کلی ،ص 502)
بعض اجل متاخرین آیه( اولم یر الذین كفروا ان السموات و الارض كانتارتقا ففتقناهما ...) ( انبياء ،آيه 30 ) بر انطباق و انفتاح آن دو عظيمه تفسير كرده است و گفته اند : مراد از سماوات معدل النهار , و از ارض فلك بروج ( منطقة البروج ) , و از رتق، انطباق آن دو , و از فتق، انفتاح آن ها است . و قيامت كبراى موعود وقت انطباق اين دو است كه موجب انحلال مركبات به بسائط است , و مقارن آن وقت وضعى حادث مى شود كه مانندش پيش از آن نبوده است بنابراين كه نسبت بعض حركات افلاك به بعض ديگر نسبت صميه ( اصم ) است چنان كه مقتضى علو قدرت همين است پس بنابراين تقدير , عود وضعى از اوضاع محال است چنان كه برهان بر آن قائم است و الله سبحانه و تعالى اعلم بالصواب (رساله میل کلی ص 512)
این همان کلام خفری در شرح تذکره هست که علامه آورده است وظاهراً منظور خفری از بعض اجل متاخرین ملاجلال دوانی است.
بهادری در جامع می گوید:از وجود این محرک لازم است که درکدام زمانه مستقبل منطقه البروج بر معدل النهار منطبق شود و در تمام روی زمین فصول اربعه یا ثمانیه باطل گردد واعتدالی که برای بقاع حاصل بود منتفی شود و توالد و نمو موالید ممتنع گرددبلکه مرکبات منحل به بسائط شوند و به وقت قیامت کبری که در کتب سماوی موعود است همین باشد و چون بعد انطباق انفتاح رو دهد درینحالت مواضع جنوبی شمالی کردند و شمالی جنوبی و هرگاه انفتاح بقدر صالح رسد به هر موضع باز اعتدال صنفی پدید آید و تولید موالید ثلاثه به دستور ظاهر شود و همچنان تا آنکه انفتاح بغایت رسد درا ین وقت نیز اعتدال زائل شود چه حینی که آفتاب در نصف شمال باشد در نواحی جنوبی از خط استوا همیشه شب باشد و به سبب استیلا برد نشو ونما متوقف باشد و همچنان صیفی که آفتاب در نصف جنوبی بود درنواح شمال حالت مسطوره موجود باشد و این وقت قیامت ثانیه باشد من بعد آن از جانب دیگرمیان منطقه البروج و معدل تقارب شود و چون این تقارب بحد صالح رسد بازتکوین پدید گردد و تا حینی که آن را انطباق ثانی رو ندهد نشو ونما باقی ماند پس در یک دور این فلک چهار قیامت و چهار تکوین باد(جامع بهادری ص 456-467)
اما تفسير رتق و فتق آيه از نظر حكمت متعاليه:
در حكمت متعاليه به لحاظ سريان وجود مطلق به اطلاق كلى سعى اعنى حقيقة الحقايق در جميع موجودات كه شئون و اطوار و اسماء و صفات و مظاهر آنند , رتق و فتق آيه را محمل و معنى ديگر است ( اسفار اربعه،ص 23ج 3 چاپ سنگى )[1] .
سپس علامه حسن زاده بعد از این مباحث درباره رتق و فتق قرآنی ، نتایجی مهمی را می گیرد که ما بعضی از این نتایج را ذکر می کنیم:( هزار و یک کلمه ج 3 ص 99 تا 108)
- نتيجه نخست اين كه، وقتى كه دائره شمسيه در سطح دايره استواى سماوى قرار گرفته است و با او متّحد شده است آب همه جاى كره را فرامىگيرد و روزگار اين دوره آدميان به سر مىآيد و پايان مىيابد، و دوباره دايره شمسيه از دايره استواى سماوى انفتاح مىيابد بدين بيان:
دايره شمسيه پس از انطباق مذكور يا بسان دوره پيش در جهت شمال دايره استواى سماوى انفتاح مىيابد، و يا بالعكس در جهت جنوب دايره سماوى انفتاح مىيابد؛ كيف كان باز «دحو الأرض» پديد مىآيد، و در صورت اول باز خشكى زمين به سمت شمال خواهد بود و دريا به سمت جنوب، و در صورت دوم به عكس- يعنى آبادى به جانب جنوب دايره استواى ارضى مىافتد و دريا به شمال آن- و در هر دو صورت بهسان دوره گذشته خلقت آدم پيش مىآيد.
دحو الأرض گسترده شدن زمين از قبة الأرض- يعنى از برآمدهترين جاى زمين- است، بدين سبب كه شعاع استوايى زمين اطول از شعاع قطبى آن است چه اين كه زمين در حدود قطبين اندك فرونشستگى دارد، و در حدود دايره استواء اندك برآمدگى؛ لاجرم به سبب تطامن مذكور، نصف قطر استوايى زمين اطول از نصف قطر قطبى آن است، و در نتيجه زمين كره تام نيست بلكه شبيه به كره و شلغمى شكل است؛ و شعاع استوايى در حدود 9/ 2 فرسخ، اطول از شعاع قطبى است.
جناب شيخ رئيس در فصل ششم مقاله دوم از فنّ پنجم طبيعيّات شفاء مطلب اين نتيجه را در انطباق و انفتاح معدل النهار و منطقة البروج آورده است، و در اثناى آن فرموده است:
ما به كمترين حدس مىدانيم كه ناحيه شمال خط استواى زمينى كه اكنون در آنيم روزى در آب فرو رفته بود تا كوهها سربرآوردند و اكنون درياها در جنوب استواى زمين قرار دارند، پس درياها از شمال منتقل به جنوب شدهاند؛ و واجب نيست كه انتقال درياها به حسب زمان و مقدار محدود باشد، بلكه جايز است وجوه بسيارى از انتقالات باشد كه بعضى از آنها بيانگر انقطاع عمارت و آبادى باشد؛ بنابراين چنين مىنمايد كه در عالم، قيامات متوالى در سنينى واقع شده باشند و تاريخ آنها مضبوط نباشد. و هيچ کسی منکر نيست كه حيوانات و نباتات دورهاى تباه شوند و در دوره بعد به تولّد پديد آيند بدون توالد (و پس از پيدايش تولّدى، توليد توالدى روى آورد)، و برهانى بر ردّ آن نيست چنان كه بسيارى از حيوانات به تولد و توالد حادث مىشوند چنان كه مارها از مو، و كژدمها از كاه و از ريحان كوهى، و موش از كلوخ گلين، و قورباغهها از باران بتولّد حادث مىشوند، و همه آنها را پس از تولّد، توالد است.( شفاء، ج 1 طبيعيات، چاپ سنگى رحلى، 275ص)[2]
نتيجه دوم: اين كه يكى از معانى و بطون آيه كريمه( وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً .)(بقره،آیه 30) اين است كه پس از انفتاح دو عظيمه يادشده و دحو الأرض جديد، باز انسان به تولّد و پس از تولّد به توالد به وجود مىآيد، و اين آدميان وجود يافته جديد، جانشين آدميان دوره پيشاند.
در تفاسير وجوهى چند در معنى خليفه گفته آمد، و لكن خليفه بدين معنى را متعرّض نشدهاند.
نتيجه سوم: اين كه روايات مأثور از وسائط فيض إلهى در تعدّد عالم و آدم، يك وجه بسيار شريف معنى آنها تعدّد آدم و عالم مربوط به بحث ميل كلى و انطباق و انفتاح معدّل النهار و منطقة البروج است.
نتيجه چهارم: اين كه اعتقاد به رجعت كه در جوامع روائيه اماميه و كتب كلامى آنان آمده است، و حتى كتابهاى مستقل در رجعت نوشتهاند چنانكه در امامت، ناظر به همين انطباق و انفتاح دو عظيمه يادشده است. بدين معنى كه انسان در هر دوره پس از دحو الارض به تولّد و پس از تولّد به توالد كه به وجود مىآيد نياز به انسان كامل و دستور العمل انسانساز دارد، و در ميان آنان انسانهاى كامل كه سفراى الهىاند براى ارشاد آدميان مبعوث مىشوند، و به اختلاف تكوّن امزجه آنان درجات امامت و نبوّت و رسالت آنها متفاوت خواهد بود كه تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ (بقره ایه 254)؛ وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ (اسراء،ایه 56)، در حق آنان صادق است؛ و اين سفراى الهى به همان روحانيت سفراى پيشيناند فافهم.
نتيجه پنجم : اين كه يك مسأله طبيعى در زيستشناسى حيوانى دانسته مىشود، و آن اين كه در انطباق مذكور انقراض عمر و دوره جانوران خشكى لازم آيد نه حيوانات دريايى، پس بايد حيوانات دريايى در بقاى طبيعى و حفظ و اصالت انواع، پايدارتر از برّيها باشند.
نتيجه ششم: توجّه به مسأله حدوث عالم است، بدين بيان كه حدوث آدميان و حيوانات و نباتات برّى هر دوره را پس از انطباق ياد شده، اول زمانى است؛ نه اين كه امساك در اصل فيض و فعل حق سبحانه- بدان گونه كه اكثر ناس تفوّه مىكنند و تمثيل به بناء و بنّاء مىنمايند- روا باشد زيرا كه خلاف حكم قاضى عقل ناصع و لسان صدق برهان قاطع است. علاوه اين كه به حركت حبّى و تجدّد امثال و حركت در جوهر طبيعى و تحوّل ذاتى آن، عالم طبيعى يكپارچه حركت و متحرك است كه جهان مادّى آن فآن و تازه به تازه نو به نو حادث مىشود؛ به تفصيل مستوفى كه در اثر گرانقدر گشتى در حركت مبرهن شده است.
نتيجه هفتم : نكاح انسانهاى نخستين با يكديگر است كه در هر دورهاى پس از انطباق معهود اولا به تولّد مرد و زن متعدّد متكوّن مىشوند. قوله سبحانه: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (حجر،ایه 28) خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ (الرحمن،آیه 15)، إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (ال عمران،ایه 59). و پس از تولّد به توالد تكثير نسل مىشود ذلك تقدير العزيز العليم، نه اين كه فرزندان يك مرد و زن با هم نكاحكرده باشند زيرا كه خلاف فطرت است چنانكه لسان صدق روايات صادر از وسائط فيض إلهى بدان ناطق است.
نتيجه هشتم: توجّه به تناقص ميل كلى در تحصيل خط سمت قبله از طريق وصول شمس به سمت رأس مكه است. بيانش اين كه در هر سال شمسى، خورشيد در اوّل ظهر حقيقى مكه مكرمه، دوبار به سمت رأس مكّه مىرسد كه در آن دو وقت شاخص و اشخاص را در مكه سايه نيست. هر يك از آن دو وقت زمانى است كه ميل شمالى شمس از معدل النهار به قدر عرض مكه است. در اين دو وقت هر كس روبروى آفتاب بايستد، مواجه قبله و به سمت آن خواهد بود؛ و يا اگر شاخصى در زمين مستوى نصب كنند خط منتصف امتداد ظلّ شاخص، خط سمت قبله است.
جناب خواجه نصير الدين طوسى در فصل دوازدهم باب سوم تذكره در هيئت،آن دوبار وصول شمس به سمت رأس مكه را يكى هشتم جوزاء كه هشتم خرداد است معرّفي فرمود، و ديگرى را بيست و سوم سرطان كه بيست و سوم تير است.
اكنون غرض ما از اين نتيجه اين است كه چون عرض بلد ثابت است و ميل كلّى رو به انتقاص است- و علاوه اين كه نقطه اعتدال را اقبال و ادبار است- مدار هشتم جوزاء و بيست و سه سرطان كه از مدارات يوميهاند هميشه بر سر مكّه نمىگذرند، مثلا روزى فرا رسد كه مدار رأس السرطان به سمت رأس افق مكه گذرد و آن گاهى است كه ميل كلى مساوى با عرض مكه گردد. پس بنابر انتقاص ميل كلى، هر سال جزئى از برج جوزاء كه بر سمت راس افق مكه مىگذرد بعد از جزء سال قبل آن، و جزئى از برج سرطان كه بر سمت راس مكه مىگذرد قبل از جزء سال قبل آن خواهد بود. لاجرم محاسب بايد انتقاص ميل و حركت اقبال و ادبار را در هر سال حساب كند تا زمان وصول شمس به سمت رأس مكه به درستى معلوم گردد.
نتيجه نهم: اين كه يكى از بطون معانى كريمه (اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ )(حدید،ایه 17)، و كريمه( يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ ...،) (ابراهیم،آیه 49) و نظائر آنها به دست مىآيد كه مراد از موت ارض و تبديل آن مثلا احاطه بحر بر تمامى ارض در زمان انطباق ياد شده بوده باشد فتدبّر.
نتیجه گیری:
از مطالب در این مقاله ثابت شد که مقدار میل کلی درحال انتقاص است و این مطلب را فقط متاخرین اشاره نکرده اند بلکه بعضی از متقدمین هم پی به این حرکت برده اند و بعضی قدما که نسبت این انتقاص را صرفاً به ابزار داده اند اشتباه است.همچنین این که مقدار میل کلی به ابزارهای دقیق مورد اندازه گیری قرار گرفته است .و مقدار نیم ثانیه در سال تقریبا در حال کاهش است.
همچنین امروزه نیز تغییرات میل کلی مورد بررسی قرار گرفته تا به وسیله آن بتوانند تغییرات آب و هوایی ،عرض جغرافیایی،همچنین گزاره های باستان شناسی مورد سنجش قرار گیرد.
پی نوشت:
1- Obliquity of the ecliptic the angle between the plane of Earth’s equator and the ecliptic or the ‘‘tilt’’ of Earth’s axis (Cambridge illustrated dictionary of Astronomy Jacqueline mitton, 248)
2-جیب غایه المیل و هو کد یه نز ل علی ان غایه المیل هو ماتفقنا علیه من نسبه احد عشر الی ثلثه و ثمانین و مقداره کج نا ک(مجسطی فصل 1 مقاله 13 فی معرفه المیول الجزئیه لاجزاء منطقه البروج عن معدل النهارص -41 42)
3-و المیل کله علی ما وجدنا بارصاد المتوالیه ثلث و عشرون درجه و خمس و ثلثون دقیقه و علی هذا الحساب له جدول موضوع(زیج کوشیار فصل خامس فی اعمال طوالع النهار و اللیل باب اول فی المیل اول ص 32 )
4-هی نهایه میل دایره البروج عن معدل النهار و مقدارها لج له ای ثلثه و عشرون جزء و خمس و ثلثون دقیقه علی ما وجد بارصاد المامون و رصد بنی موسی بعدها(شرح چغمینی،الباب الرابع من المقاله الاولی فی القسی المتداولة بین اصحاب الصناعة، ص 77-78)
5-ثم رصد بعد ذلک ابومحمد خجندی فی ایام فخرالدلة باله لم یستعملها احد قبله و سماها بالسدس فخری لانها سدس دایرة منصئبة فی نصف النهار قطرها ثمانون ذراعا فادرک بها مع الدرج و الدقایق الثوانی ایض فوجد المیل الکلی ثلثه و عشرین جزء و اثنین و ثلثین دقیقه و احدی و عشرین ثانیة و لم یوجد الی وقت تالیف هذا الکتاب اقل من هذا(شرح تذکره خفری ص 116الی 121)
6-نحن وضعناها موافقه لما وجدنا بالرصد الجدید بسمرقند و هو ((کج ل یز))وو کان فی اصل الکتاب علی ان المیل کله ((کج))(زیج سلطانی،مقاله دوم الباب الرابع فی معرفت میل اجزاء فلک البروج من المعدل النهار، ص 204-205)
7-بموجب القاعدة التي ذكرها الفاضل سيمون نيو كامب إن ميل دائرة البروج يقل قليلا قليلا كل سنة 468/ 0 و ميلها لسنة 1900 م 23 27 26/ 8(دروس معرفت وقت و القبله, درس 30 في بيان أن الميل الكلى يأخذ في الانتقاص و أن مما يتفرع عليه تبدل موضع الشمس في منطقه البروج عند بلوغها سمت رأس مكة كل سنة،ص199)
8- Its present value is approximately 23 26. The effects of precession and nutation cause it to change between extreme values of 21 55 and 24 18(Cambridge illustrated dictionary of Astronomy Jacqueline mitton, 248)
9- The Earth’s “obliquity” is the angle between the rotation axis and a normal to this plane, i.e., 23.50. The Earth’s rotation creates a bulge around the equator, which itself defines a plane at 23.50 to the ecliptic (Comprehensive Dictionary of Physics, Dipac basu, 380)
10- The planes of the ecliptic and celestial equator are inclined at an angle equal to the tilt of the Earth’s axis. This angle, known as the OBLIQUITY OF THE ECLIPTIC, is about 23 26. ( (The Facts On File Dictionary of Astronomy,137)
11-بلغ الميل الكلّي في سنتنا هذه و هي سنة 1385 ه، 36 26 23 تقريبا(دروس معرفت وقت و القبلهٌ ، درس 30 في بيان أن الميل الكلى يأخذ في الانتقاص و أن مما يتفرع عليه تبدل موضع الشمس في منطقه البروج عند بلوغها سمت رأس مكة كل سنة،ص 196)
12-Nutation is one of the contributors to the Milankovich cycles which cause climatic variations. In the case of the Earth, nutation causes the obliquity to vary from 21◦ to 24◦ (the current value of Earth’s obliquity is 23.5◦) over a period of 41,000 years. See precession
13-علی ان للمعدل و منطقه البروج اقبالا و ادبارا وتقارنا وتباعدا کما فی تذکره فی اللهیئه للمحقق طوسی(شرح زیج الغ بیگ،باب4 مقاله ثانیه)
14-و قال المحقق المذكور في التذكرة في الهيئة أيضا: و قد زعم بعض أهل الطلسمات إن للفلك إقبالا و إدبارا غاية كل واحد منهما ثمانية أجزاء يتم في ستمائة و أربعين سنة فسمع ذلك بعض أهل هذا العلم فظن أن تلك الحركة الثانية تبطئ بسبب الأدبار و انتقال النقطة الربيعية التي هي المبدء من موضعها إلى خلاف التوالي و تسرع بسبب الإقبال و انتقالها من موضعها إلى التوالي، إلى آخر ما، قال.
و نقل الفاضل الخفري في شرح التذكرة أن هذين الاختلافين اى الانتقاص و الازدياد في الميل، و الإقبال و الأدبار لنقطة الاعتدال الربيعي منسوبان إلى حركة واحدة و نقل هذا القول عن إبراهيم بن نضر بن سنان.
و قال الفاضل البرجندي في شرح التذكرة: و ممن قال بالإقبال و الأدبار الزرقالي (ص 204 شرح تذكرة برجندى) لكنه قال تقبل المبدأ الذاتي إلى عشر درجات من الحمل ثم تدبر منه إلى أوله و منه إلى عشر درجات من الحوت و تقبل منه إلى اولى الحمل فيكون كل من درجات الإقبال و الأدبار عشرين و يتم حركة كل منهما في قريب من ألفي سنة و كل من هاتين الحركتين على زعمه غير متشابهة بل كلما قرب إلى المبدء الطبيعي كانت الحركة أسرع و كان المبدءان متطابقين قبل الهجرة بأربعين سنة و في هذا الزمان المبدء مقبل(دروس معرفت وقت و قبله، درس 30 في بيان أن الميل الكلى يأخذ في الانتقاص و أن مما يتفرع عليه تبدل موضع الشمس في منطقه البروج عند بلوغها سمت رأس مكة كل سنة،ص 200-201)
15-من العجائب فی تاریخ العلوم ان بعض اهل الهند فی العصر الاول و جماعه من اصحاب الطلسمات علی ما فی شرح تذکره للفاضل الخفری کانوا یعتقدون الانتقاص و الازدیاد فی المیل الی اربع درجات و اقبالا وادبارا لنطقه الاعتدال ربیعی کذلک و نقل فیه عن ابراهیم بن نضر بن سنان ان هذین الاختلافین منسوبان الی حرکة واحده و العجب ان هذا قول مقبول ثابت بادق الارصاد لدی الافرنج.(الاستدراک فی شرح باب ثالث تشریح الافلاک ،پاورقی ص 5)
16- Precession The uniform motion of the rotation axis of a freely rotating body when it is subject to a turning force (torque). Precession causes Earth’s rotation axis to sweep out a cone in space over a period of 25 800 years. Earth’s axis is always tilted at an angle of about 23.5 to the plane of Earth’s orbit (the ecliptic), but the direction it points in slowly changes. The main torques acting on Earth are the gravitational pulls of the Sun and Moon on Earth’s equatorial bulge. The Moon’s contribution is about twice as large as the Sun’s, because it is so close. Precession would not occur if Earth were a perfect sphere. However, the Earth’s equatorial radius is 0.3 percent greater than its polar radius because of its rotation Because of precession, the celestial poles trace out circles in the sky over 25 800 years. So, for example, about 13 000 years from the present, the nearest bright star to the north celestial pole will be Vega rather than Polaris. The zero point of right ascension, one of the equatorial coordinates, normally used to give the positions of celestial objects, is one of the two points where the celestial equator and the ecliptic cross. For centuries this point has been called ‘‘The First Point of Aries.’’ However, the equator is ‘‘sliding around’’ the ecliptic because of precession so the intersection points are constantly moving. As a result, the First Point of Aries is no longer in the constellation Aries, but has moved into Pisces and will soon be in Aquarius. This phenomenon is known as the precession of the equinoxes. Its effect on the right ascension and declination of an object is noticeable from year to year. (Cambridge illustrated dictionary of Astronomy Jacqueline mitton, 277-278)
17- و نحن نعلم بأدنى حدس أن ناحية الشمال كانت مغمورة بالماء حتى تولّدت الجبال، و الآن فالبحار جنوبية، فالبحار منتقلة فليس يجب أن يكون انتقالها محدودا بل يجوز أن يكون فيه وجوه كثيرة بعضها يؤذن بانقطاع العمارة، فيشبه أن تكون في العالم قيامات تتوالى في سنين و لاتضبط تواريخها، و ليس بمستنكر أن تفسد الحيوانات و النباتات أو اجناس منها ثم يحدث بالتولّد دون التوالد و ذلك لأنه لابرهان على امتناع وجود الأشياء و حدوثها بعد انقراضها على سبيل التولّد دون التوالد فكثير من الحيوانات يحدث بتولّد و بتوالد، و كذلك النبات. و قد يتّخذ حيّات من الشعر و عقارب من التّبن و البادروج، و الفار يتولّد من المدر و الضفادع يتولّد من المطر، و جميع هذه الاشياء فلها ايضا توالد ... (شفاء، ج 1 طبيعيات، چاپ سنگى رحلى، 275، س 22.)
18-... و إليه الاشارة الى وحدة حقيقة الوجود الواحد البسيط، و الفتق تفصيلها سماء و ارضا و عقلا و نفسا و فلكا و ملكا ... (اسفار، چاپ سنگى رحلى، ج 3، ص 23.)
منابع:
1-عثمان طه،قران کریم،انصاریان،چاپ پنجم،انتشارات آیین دانش،1390
2-حسن زاده آملی،حسن ،دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی،چاپ هفتم،انتشارات بوستان کتاب ،1393
3-حسن زاده آملی،حسن،دروس معرفت الوقت و القبله،چاپ دوم،انتشارات بوستان کتاب ،1397
4-حسن زاده آملی،حسن ،یازده رساله فارسی،چاپ اول،انتشارات موسسه مطالعات و تحقیقیات فرهنگی،چاپ اول،1363
5-حسن زاده آملی،حسن،هزار و یک کلمه،انتشارات بوستان کتاب،1399
6-خفری،شمس الدین محمد بن احمد،التکمله فی شرح التذکره النصیریه،نسخه خطی کتابخانه مجلس،10-4146
7-بیرجندی ،عبدالعلی،شرح تذکره بیرجندی،نسخه خطی کتابخانه مجلس،10-30317
8بیرجندی ،عبد العلی،شرح زیج سلطانی،نسخه خطی کتابخانه مجلس،10-8789
9-طوسی،خواجه نصیرالدین ،برگردان نسخه خطی زیج ایلخانی،به تصحیح بیگ باباپور،نسخه خطی مجلس، شماره 188
10-ابو ریحان بیرونی، محمد بن احمد - محقق و مقدمه نویس: همایی، جلال الدین ،التفهیم فی الاوائل صنعة التنجیم،انتشارات بابک،چاپ اول
11- شیخ بهایی،محمدبن حسین ، شعرانی،ابوالحسن ،استدراك علی الفصل الثالث من تشريح الأفلاك،انتشارات مطبعة الاسلامیه،1378
12-شیخ بهایی،محمدبن حسین،تحفه حاتمی،انتشارات آستان قدس رضوی،1388
13-صفی پور،عبدالکریم،منتهی الارب فی لغه العرب،دانشگاه تهران،1389
14-جونپوری ،غلامحسین،جامع بهادرخانی،انتشارات دانشگاه تهران
15-ابوریحان بیرونی،محمدبناحمد،استیعاب الوجوه الممکنه فی صنعة اسطرلاب ،انتشارات آستان قدس،1389،چاپ دوم
16-قاضی زاده رومی،موسی بن محمود،شرح الملخص فی الهیئة چغمینی،نسخه خطی کتابخانه مجلس،10-16644
17-دهخدا،علی اکبر،لغت نامه دهخدا،انتشارات دانشگاه تهران،1337-1357،چاپ اول
18-بیرجندی،عبدالعلی،شرح زیج الغ بیگ،به تصحیح بیگ باباپور
19-گیاهی یزدی،حمیدرضا،تاریخ نجوم ایران،انتشارات پژوهشهای فرهنگی،1388
20- Mitton, Jacqueline, Cambridge illustrated dictionary of Astronomy, The Edinburgh Building, Cambridge CB2 8RU, UK Published in the United States of America by Cambridge University Press, New York,2007
21- Basu, Dipak, Comprehensive Dictionary of Physics, Library of Congress Cataloging-in-Publication Data, 2001
22- Daintith , john, & Gould, William, The Facts on File DICTIONARY of ASTRONOMY, For Library of Congress Cataloging-in-Publication Data, Fifth Edition