چکیده
در این مقاله از فجر صادق و کاذب و ابتدای وقت نماز صبح سخن خواهیم گفت و روایات و کلمات فقها که مطابق روایات واجماع و شهرت و کتاب فتوی دادهاند را از نظر سند و متن بررسی می کنیم و سپس چرایی روشنایی صبح و تفاوت فجر کاذب با صادق را توضیح داده و با بیان هندسی به همراه شکل نشان خواهیم داد که چگونه فجر کاذب و صادق اتفاق می افتد و در نهایت کلمات ریاضی دانان را در این که فجر کاذب وقتی است که خورشید هیجده درجه در زیر افق قرار گیرد و نظر جناب استاد علامه حسن زاده آملی را مطابق نظر شیخ بهایی بیان می کنیم که عملا اذان در فجر کاذب گفته می شود و اسثصحاب و تبیین روز از شب مطابق آیه شریفه در صحت مدعای ما کافی است
یکی از مهمترین مسائل فقهی بیان شناخت اوقات نمازها است، همانطور که فقه از معاملات و حدود و دیات و از خود عبادات بحث می کند مثلاً بیان می دارد که روزه چیست، حج کدام است، و نماز چگونه است، عهده دار شرائط و مقدمات آن نیز می باشد.
بحث نماز نیز مقدماتی دارد، مقدمه اول در تعداد نمازها مقدمه دوم در مواقیت، مقدمه سوم در قبله، چهارم در لباس مصلی، پنجم در مکان مصلی، ششم بر آنچه سجده می شود مقدمه هفتم در اذان و اقامه، این مقدمات به نام رکن اول از ارکان چهارگانه بحث صلوۀ در جواهر الکلام است، رکن دوم آن افعال صلوۀ و رکن سوم ارکان نماز و بقیه نمازها و رکن چهارم در توابع از جمله خلل و غیره است.
از مهمترین نمازها نمازهای یومیه است، هر کدام از آنها وقت خاص دارند، وقت نماز ظهر زوال یعنی عبور خورشید از نصف النهار است، نماز عصر بعد از نماز ظهر و یا به هنگامی که سایه دو برابر شاخص است و مغرب با غروب خورشید و شعاع آن است و عشاء از بین رفتن شفق در افق غربی است. نماز صبح نیز طلوع فجر است که با آن شروع امساک برای روزه و اداء نماز صبح و نیز پایان نماز شب و یا عشاء معلوم می شود و نیز بنا بر قولی نافله صبح اندکی قبل از آن بین فجر کاذب و فجر صادق تشریع شده است مراد از طلوع شمس و غروب آن معلوم است.
مراد از فجر در لغت: ضوء الصباح و هو حُمرۀ الشمس فی سواد اللیل و هما فجران: احدهما المستطیل و هو الکاذب الذی یسمی ذنب السرحان و الآخر المستطیر و هو الصادق المنتشر فی الافق الذی یحرم الاکل و الشرب علی الصائم و لایکون الصبح الّا الصادق، الجوهری: الفجر فی آخر اللیل کالشفق فی اوله (لسان العرب 10/ 182) یعنی فجر نور صبح و آن سرخی خورشید در تاریکی شب است و فجر دو قسم است یک فجر قائم طولی که فجر کاذب نام دارد و بدان دم گرگ می گویند و دوم فجر مستطیر است فجر مستطیر به نام فجر صادق است این فجر در افق پهن می شود و بر صائم از این زمان خوردن و نوشیدن حرام می شود و همین صبح صادق است» پایان
این معنا از فجر را از شرع گرفته وگرنه در اصل لغت به معنای شکافته شدن و باز شدن و روشن شدن است مثلاً فارسی حکایت کرده: طریق فجر: یعنی راه روشن، و الفِجار: راه ها مثل فجاج و مُنْفجر الرمل: راهی که در شنزار است. و الفجر: تفجیرک الماء یعنی آب را باز کردن (همان).
در هر صورت روشنایی بعد از تاریکی و باز شدن هوا و روشنایی آن را فجر می گویند.
آیه شریفه: «کلوا و اشربوا حتّی یتبیّن لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر» (بقره: 187)
از این وقت پرده برداری فرمود: یعنی بخورید و بیاشامید تا خط سپیدی از خط سیاهی صبح معلوم شود.
در آیه دوم: «و قرآن الفجر إنّ قرآن الفجر کان مشهوداً»
نماز صبح را بر پا دار، نماز صبح مشهود (ملائکه روز و شب) است.
که کلمه فجر در آن آمده و نماز صبح با آن واجب می شود.
ادلّه ای که بر آن قائم شده 1. اجماع منقول و محصل 2. نصوص متظافره و یا متواتره 3. از ضروریات مذهب (جواهر: 7/ 98)
بحث ما در این نیست که نماز صبح با فجر واجب می شود، بلکه بحث ما در این است که مراد از فجر و نشانه های آن چیست و به قول مرحوم خویی: «ما یعرف به طلوع الفجر» است.
جمله ای که فقها از روایات استفاده کرده و گفته اند همین اندازه است:
صاحب عروه: «و یعرف طلوع الفجر باعتراض البیاض الحادث فی الافق المتصاعد فی السماء، الذی یشابه ذنب السرحان، و یسمی بالفجر الکاذب و انتشاره علی الافق و صیرورته کالقطبیۀ البیضاء و کنهر سوراء بحیث کلما زدته نظراً اصدقک بزیادۀ حسنه و بعبارۀ اخری انتشار البیاض علی الافق بعد کونه متصاعداً فی السماء
و قبل از او مرحوم محقق در شرایع و صاحب جواهر در جواهر چنین فرمود:
(وقت صبح) ما بین طلوع الفجر الثانی الصادق الذی کلّما زدته نظراً اصدقک بزیادۀ حسنه و نحوه المستطیر فی الافق و المعترض المنتشر، الذی هو کالقبطیۀ البیضاء، و کنهر سوری، لا الاول الکاذب المستطیل فی السماء المتصاعد فیها الذی یشبه ذنب السرحان علی سواد یتراءی من خلاله و اسفله، و لازال یضعف حیت ینمحی اثره الی طلوع الشمس فی افق ذلک المصلی فی الجمله لصلاۀ الصبح... نعم ینبغی التربّص فیه حتی یتبیّن و یظهر، خصوصاً فی لیالی البیض و الغیم»
ترجمه همین قسمت دوم: وقت نماز صبح از طلوع فجر دوم صادق است، که هر چه بدان نظر افکنی با زیادت حسن صدق صبح را روشن تر می یابی و نوری که در افق پخش می شود و در عرض افق منتشر می گردد، این نور همانند لباس سفید مصری و همانند سفیدی نهر سوری است. وقت نماز آن فجر کاذب نیست که عموداً به طرف آسمان متصاعد است همانند دم گرگ که بر بستر تاریکی که در خلال و پایین آن دیده می شود استطاله دارد و پیوسته این نور مستطیل ضعیف می شود تا اثر آن به هنگام طلوع خورشید در افق این مصلی پنهان شود. بله، انتظار تا تبیین و ظهور روشنایی شایسته است به ویژه در شب های اواسط ماه و شب هایی که ابر دارد».
صاحب وسایل در باب های بیست و ششم و بیست و هفتم و بیست و هشتم ابواب مواقیت (2/ 151 – 155) روایات فجر را می آورد در باب بیست و ششم روایت حلبی از امام صادق (ع) جمله: «وقت الفجر حین ینشق الفجر الی ان یتجلّل الصبح السماء...» آمده است، مفاد انشقاق فجر تا آشکاری صبح است بقیه روایات که به هشت بالغ می شوند به همین اندازه دلالت دارند.
در باب بیست و هفتم که معنون است به: «باب ان اوّل وقت الصبح طلوع الفجر الثانی المعترض فی الافق دون الفجر الاوّل المستطیل»
آمده و تنها شش روایت دارد. روایت اول از امام صادق (ع) است:
محمد بن علی بن الحسین باسناده عن عاصم بن حمید، عن ابی بصیر لیث المرادی قال سألت اباعبدالله (ع) فقلت: متی یحرم الطعام و الشراب علی الصائم و تحلّ الصّلاۀ صلاۀ الفجر؟ فقال: اذا اعترض الفجر فکان کالقبطیۀ البیضاء فثمّ یحرم الطعام علی الصائم و تحلّ الصلاۀ صلاۀ الفجر.
قلت: افلنسا فی وقت الی ان یطلع شعاع الشمس
قال: هیهات أین یذهب بک تلک صلاۀ الصبیان
و رواه الکلینی عن عدّۀ من اصحابنا، عن احمد بن محمد، عن علی بن الحکم، عن عاصم بن حمید مثله.
ترجمه: از امام صادق (ع) پرسیدم: از چه هنگام غذا و نوشیدنی بر صائم حرم می شود و وقت نماز صبح می رسید؟ فرمود: هنگامی که فجر عریض شد، و همانند پارچه سفید قبطی گردید، از آن هنگام غذا خوردن بر صائم حرام می شود و هنگام نماز صبح می رسد.
پرسیدم: آیا مهلت نماز صبح تا طلوع شعاع خورشید نیست: فرمود: وای بر شما، به کجا می روی، آن نماز کودکان است.
گویم: مراد از پارچه قبطی پارچه ای است که از مصر می آوردند. قباطی هم در روایت دیگر آمده لباسهایی ظریف که از مصر می آوردند. قُبطیه قاف آن مضموم است ولی قبطی ها قاف مکسور است و قباطی قاف مفتوح است.
این روایت صحیحه و دلالتی واضح دارد.
مرحوم آقای خویی (تنقیح 1/ 282) از حدائق به نقل از صاحب منتقی آورده که وی در سند روایت مناقشه کرده، چرا که شیخ عین این روایت را از ابوبصیر به عنوان ابوبصیر مکفوف آورده و این ابوبصیر ضعیف است هر چند صدوق ابوبصیر را لیث مرادی ثقه دانسته و چون روایت بین ضعیف و ثقه مردد است لذا استدلال به آن نادرست است چرا که هیچ روایتی که چنین تردیدی داشته باشد موثق نیست.
مرحوم صاحب حدائق ترجیح داد که مرادی ثقه باشد زیرا محدثان ابوبصیر را به مرادی تفسیر کرده اند، چرا که راویانی که از او نقل می کنند عاصم بن حمید و یا عبدالله بن مسکان هستند، چرا که این ها غالباً از مرادی نقل می نمایند... آنگاه آقای خویی
بیان می کند که ما در جای خود معلوم کرده ایم که ابوبصیر مکفوف هم ثقه است لذا روایت صحیحه است.
صاحب وسائل در ذیل فرمود: «رواه الکلینی عن عدّۀ من اصحابنا عن احمد بن محمد، عن علی بن الحکم عن عاصم بن حمید مثله»
و نیز در ذیل روایت بعد که کلینی از علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن علی بن عطیه نقل می کند و نیز شیخ از علی بن ابراهیم و نیز باسناد خود از محمد بن یعقوب نقل کرده و در آخر فرمود:
و کذا الذی قبله «یعنی روایت قبلی را نیز شیخ نقل کرده است.
البته این روایت دوم نیز این است از امام صادق (ع): الصبح (الفجر) هو الذی اذا رأیته کان معترضاً کأنه بیاض نهر سوراء»
روایت سوم روایت مجهول است و مفادی قریب به دو روایت از روایات قبلی دارد
روایت چهارم: محمد بن یعقوب عن علی بن محمد عن سهل بن زیاد، عن علی بن مهزیار قال: کتب ابوالحسن بن للحصین الی ابی جعفر الثانی (ع) معی: جعلت فداک قد اختلف موالوک (موالیک) فی صلاۀ الفجر، فمنهم من یصلّی اذا طلع الفجر الاول المستطیل فی السماء و منهم من یصلّی اذا اعترض فی اسفل الافق و استبان و لست اعرف افضل الوقتین فاصلّی فیه، فإن رأیت أن تعلّمنی افضل الوقتین و تحدّه لی و کیف اصنع مع القمر لایتبین معه حتی یحمّر و یصبح و کیف اصنع مع الغیم و ما حدّ ذلک فی السفر و الحضر فعلت إنْ شاء الله فکتب بخطه و قراته: الفجر یرحمک الله هو الخیط الابیض ؟؟ و لیس هو الابیض صعداً فلا تصلّ فی سفر و لاحضر حتّی تبینه لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر، فالخیط الابیض هو المعترض الذی یحرم به الاکل و الشرب فی الصوم و کذلک هو الذی یوجب به الصلوۀ محمد بن الحسن باسناده عن احمد بن محمد بن عیسی، عن الحسین بن سعید عن الحصین ابن ابی الحصین قال: کتبت الی ابی جعفر (ع) و ذکر مثله
این دو طریق از روایت مزبور است مرحوم خوئی راه اول را به سهل بن زیاد و راه شیخ را به «حصین» (ابن ابی الحصین) ضعیف می داند، زیرا دومی توثیق ندارد و اولی ضعیف است.
البته مفاد روایت با آیه شریفه و نیز با روشنایی صبح با روایت لیث توافق دارد چنانچه با روایت علی بن عطیه که فرمود: اذا رأیته کان معترضاً کأنّه بیاض نهر سوراء موافقت دارد ولی فجر صادق و کاذب این روایت با روایات دیگر موافقت دارد. اما در بین آنها صحیحه وجود ندارد.
کلامی با مرحوم خوییروایت پنجم این است: عن زراره عن ابی جعفر (ع) قال:کان رسول الله (ص) یصلّی رکعتی الصبح و هی الفجر اذا اعترض الفجر و اضاء حسناً»
یعنی رویه رسول خدا این بود که نماز صبح را با طلوع فجر در عرض افق و روشنایی کافی می خواند.
این روایت صحیح است و تنها روشنایی و پیدایش فجر در عرض افق را مدّ نظر دارد.
انتظار از روایت بیان وقت نماز فجر است لذا اعتراض مرحوم خویی وارد نیست وی فرمود: «دلالتی بر عدم جواز اتیان قبل از روشنایی در عرض افق ندارد گرچه از لفظ «کان» که استمرار را می رساند وقت فجر را می رساند، گرچه ممکن است این استمرار سببی دیگر داشته باشد، و بر عدم جواز اتیان قبل از این دلالت ندارد». روشن است که این اعتراض در جایی که حضرت از رویه پیامبر در وقت نماز صبح خبر می دهد جایی ندارد.
البته ایشان دو روایت صحیحه دیگر این باب روایت عطیه از امام صادقع و لیث مرادی را که بیان کرده ایم کافی می داند در این که بعد از این اضائه و پر شدن عرضی افق از نور، وقت صلوۀ فجر است که بیان شده است.
دو روایت دیگر در باب بیست و هشتم نیز وجود دارد.
اول: و باسناده عن الحسین بن سعید عن النضر عن عاصم بن حمید عن ابی بصیر المکفوف قال: سألت اباعبدالله عن الصائم متی یحرّم الطعام فقال: اذا کان الفجر کالقُبْطیۀ البیضاء، قلت: فمتی تحلّ الصلاۀ، فقال اذا کان کذلک فقلت: الست...»
یعنی از صائم از حرمت طعام پرسیدم فرمود: وقتی فجر همانند جامد سفید قبطی شد، پرسیدم: چه هنگام باید نماز خواند، فرمود: همین که چنین شد.
روایت دیگر از زریق از امام صادق (ع): انه کان یصلّی الغداۀ بغلس عند طلوع الفجر الصادق اول ما یبدو قبل ان یستعرض و کان یقول: و قرآن الفجر إنّ قرآن الفجر کان مشهوداً».
گویم: دو مرحله از فجر در روایت سوم باب 27 و نیز چهارم آمده در روایت دوم این آمده: «قال و روی أنّ وقت الغداۀ اذا اعترض الفجر فاضاء حسناً و امّا الفجر الذی یشبه ذنب السرحان فذاک الفجر الکاذب، و الفجر الصادق هو المعترض کالقباطی»
مرحوم خویی این روایت را مرسله می داند، چرا که صدوق فرمود: «و روی»
نتیجه روایات و کلام فقها
لیکن شهرت و اجماع منقول و محصل دلالت دارد بر این که فجر کاذب و فجر صادق داریم. و همین مقدار در وجود اجمالی دو مرحله از اضائه افق و بالای افق کفایت می کند و کلمات فقهاء در باب مزبور و روایات همین اندازه بود، اکنون درباره تشخیص این دو فجر وارد بحث و گفتگو می شویم و تلاش می کنیم تا در خارج آن دو را تشخیص دهیم و ملاک ریاضی آن را معلوم نماییم و ساعت و دقیقه خاص آن را مطابق علم هیأت بدست آوریم.
چرا فجر و شفق داریم
هنگامی که خورشید از افق مغرب به جانب دیگر می شتابد چهره زمینی که خورشید از افق آن زمین غروب کرده تاریک می شود و نوری که از خورشید می گرفت از دست می رود، تاریکی زمین به معنای سایه زمین است. اگر فرض کنیم زمین هوایی نداشت با پنهان شدن چهره خورشید - از افق – تاریکی مطلق و به تعبیر قرآن کریم غسق آن را پر می ساخت. لیکن چون زمین دارای هواست و شعاع خورشید به هوای بالای افق می خورد تا مدتها این نور بر روی زمین پیداست و جوّ روشن است. تا هوای بالای زمین نیز از دسترس خورشید خارج شود. پس با این که خورشید هوای افق را روشن نمی سازد اما هوای بالای افق را روشن می سازد، این سرخی که در نهایت به روشنایی در بالای افق طرف مغرب دیده می شود شفق نام دارد، لیکن به هنگام غروب هنگامی که سرخی مغرب از بین می رود، نوری که به بالای جو می خورد چندان آشکار نیست. و علل آن مختلف است، عدم توجه و یا گرمای روز باعث می شود که ما متوجه روشنای بالای جو نشویم، و وقتی سرخی جانب مغرب رفت دیگر تاریکی مطلق را باور کنیم.
پس علت وجود روشنایی بعد از غروب خورشید هوا و انکسار نور است. بعد از این که خورشید به افق شرقی از پایین نزدیک شد ابتداء شعاع خورشید با بالای جو می خورد و هوای آن نورانی می شود، ولی افق شرقی در تاریکی محض است، و بالای افق فوران نور کرده و به بالای جو به طوری عمودی تابش می کند، تاریکی مطلق جو شکافته می شود و تارهای نور از بالای افق با پود تاریکی در می آمیزد، همانند دم گرگ که به طرف بالا گرفته شود، لابلای نوری که از بالا به طرف آسمان می رود رگه های تاریکی دیده می شود بومرنگی که زمینه ای سیاه دارد و تارهای سفید و خطوط روشن از پایین به طرف بالا کشیده شده باشد. این نور عمودی و به طرف بالاست و زمینه افق در تاریکی مطلق است، به آن صبح کاذب می گویند، زیرا افق هنوز نور نگرفته است، هیوی ها از قدیم می گفتند مقدار فرود خورشید تحت افق نوزده و یا هیجده درجه است، دوازده تا پانزده دقیقه در افقی همانند قم طول می کشد تا شعاع شمس به افق بخورد و فجر صادق طلوع کند.
البته در افق های مختلف این فاصله زمانی متفاوت است چنانکه بعد خواهیم گفت.
کوتاه تر بودن شب از روز
نکته دیگر: خورشید کره ای است بسیار بزرگ تر از زمین و به حساب غیاث الدین جمشید کاشی در رساله سلم السماء سیصد و بیست و شش برابر زمین است و امروزی ها نیز تصدیق دارند که خورشید چند صد برابر زمین است. و در شکل دوم کتاب جرمی النیرین ارسطرحس ثابت شده است که اگر کره ای کوچکتر تاریک در مقابل کره بزرگ تر روشن قرار گیرد نصف بیشتر آن روشن می شود پس همیشه شب کوتاه تر از روز است، زیرا چهره تاریک زمین کمتر از نصف است زیرا خورشید کره ای بزرگ تر از زمین است [رجوع کنید به معرفت وقت و قبله درس سی و هفتم]
تفاوت اوقات بین الطلوعین به لحاظ زمان و عروض بلاد
نکته دیگر: خورشید بر دائره منطقه البروج سیر می کند و با معدل النهار به بیست و سه و خورده ای درجه یعنی به اندازه میل کلی زاویه می سازد، برخورد این دو عظیمه در دو نقطه به نام اعتدال ربیعی و خریفی است خورشید در زمان این دو برخورد و انطباق این دو عظیمه روز و شب را مساوی می پیماید و در غیر این ایام روزها به جز بلاد استوایی با شب ها متفاوت است. هر چه عرض بلاد بیشتر شود مقدار زاویه ای که خورشید در برخورد با افق پیدا می کند کمتر می وشد. به عبارت دیگر افق بر دائره استوایی عمود است و فقط در آن دو روز که اول بهار و پاییز است و آفتاب بر دائره استوایی حرکت می کند بر افق عمود می شود و در دیگر ایام منطقه با افق زاویه ای کمتر از نود درجه دارد و هر چه بلاد به طرف قطب می روند و عرضی بیشتر پیدا می کنند زاویه برخورد افق با دائره عظیمه منطقه کمتر و کمتر می شود لذا خورشید که در زمان برخورد به طور قائمه بود زمانی کمتر را طی می کرد اکنون که دارای زاویه شده قوس هیجده درجه را باید در فاصله ای بیشتر طی کند، و هر چه بلاد بیشتر به طرف قطب پیش برود این فاصله بیشتر می شود یعنی فاصله هیجده درجه را باید به طور اریب بپیماید، لذا بین الطلوعین یعنی از فجر تا طلوع آفتاب مدت زمانی متفاوت بستگی به بلاد و ایام سال متفاوت می شود. پس فاصله طلوع صبح کاذب تا صادق نیز بستگی به زمان و بلاد متفاوت می شود، بلکه فاصله طلوع فجر صادق تا طلوع خورشید نیز متفاوت می گردد و رصدی باید این مقدار را به دقت حساب کند.
عوامل موثر در روشنایی فجر
نکته دیگر: وظیفه رصدی است که مقدار انکسار نور را به هنگام طلوع خورشید بسته به مقدار رطوبت و تراکم هوا در افق حساب کند، لذا انعکاس نور به بالای جو و مقدار این انعکاس متفاوت است.
بلادی که فجر و شفقی متصل دارند
نکته دیگر: گاه شفق غربی با نور فجر در بلادی که شبی کوتاه دارند در هم تداخل می کند مثلاً در بلادی که خورشید 36 درجه زیر افق آنها بیشتر فرو نمی رود اصلاً شب گرگ و میش و شفقی است و این دو با همدیگر برخورد می کنند و هر چه خورشید کمتر زیر افق قرار گیرد یعنی در بلاد نزدیک به قطب شب با روز بیشتر تلاقی دارد (درس 37 معرفت وقت و قبله).
سایه یا شب تا کجا امتداد دارد؟
اگر خورشید و زمین برابر بودند ظل زمین یعنی شب استوانه ای می بود ولی بنا بر مطلب بالا که کره زمین کوچک تر از خورشید است ظل زمین (شب) مخروط مستدیر است، قاعده این مخروط نزدیک دائره عظیمه استوایی و کوچک تر از آن است رأس این مخروط به کره زهره می رسد، یعنی در بالاتر از آنجا خورشید پیوسته دیده می شود و زمین حائل بین رائی و خورشید نیست. اکنون با غروب خورشید این مخروط تشکیل می شود. همانطور که قبلاً بیان کرده ایم اگر کره زمین هوا نداشت تا خورشید از افق طلوع نمی کرد هرگز فضا روشن نمی شد، پس به خاطر هوا که جسمی است که به واسطه بخار آب و طبقات مختلف آن نور را به خوبی از خود عبور نمی دهد و آن را منعکس می کند، لذا هوا روشن می شود و همانند جسمی غیر شفاف عمل می کند، پس با سیر خورشید در تحت افق قسمت بالای مخروط سایه با شعاع خورشید برخورد می کند، مراد از این طبقه طبقه کره بخار زمین است که محل برخورد شعاع خورشید به هنگامی که تحت افق است اگر شعاع خورشید تحت افق به بالاتر از آن برسد به خاطر شفافیت بالای هوا کره هوا نور را عبور می دهد و روشن نمی شود، ولی اگر به کره بخار بخورد بعد از غروب و قبل از طلوع روشنایی آن در قسمت بالای جو برای کسانی که در شب قرار دارند دیده می شود